Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

کفار حربی به جان هم افتادند

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۵ ق.ظ

« و مکروا
   و مکر اللّهُ
   و اللّهُ خَیرُ الماکِرین »  آل عمران/ 54



بشار اسد در گفت و گو با تلوزیون دولتی فرانسه در اردیبهشت نود و چهار :


فرانسه حامی شماره یک داعش به شمار میرود.

فرانسوا اولاند در تیر نود و پنج :

باید از تضعیف داعش اجتناب کنیم !


تیتر یک خبرگزاری های جهان در امروز :


عملیات تروریستی در فرانسه / راننده یک کامیون 130 نفر را زیر گرفت

  • مهیار حریری

نامه ای به امام زمان (عج)

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۶ ب.ظ

« [الهی!] به درستى که تو فرمودى،

و گفته ات حق است که: فساد در خشکى و دریا، در اثر اعمال مردم نمایان شد،

الهی! ولیّت، و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده، براى ما آشکار کن »  دعای عهد


نامه ای به امام زمان (عج)

مهیار حریری

نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان 

                                                                                                                                             

دار و ندارمان را ساختیم

 کاشی های فیروزه ای اش را به رخ کشیدیم

اما بلندی بنای گلدسته های نگارین هم

نتوانست خراباتیان را از رو ببرد

 

ساحران کژ رفتار / با بزک راهبه ای مهربان

تجدد را جار میزنند

و خواهران مدرن / با هفت قلم آرایش

پوست کلفت تر از رنگین کمانند

 

آه از نهاد نرخ دلار بر آمده

و مسئولان جز کار خیر / کاری به کار کسی ندارند

میکوشند برای آقازاده های بی دست و پا

کسب و کاری دست و پا کنند

 

در همین حوالی / کودکان پا برهنه

در مقابل موشک سنگر میگیرند

ولی راحتی کاناپه

بر رفع گرفتاری ابنای بشر ترجیح دارد

 

خلاصه،

همه چیز را آماده کرده ایم آقا جان

کی لباس های رسمی تان را از کمد در می آورید ؟

 

  • مهیار حریری

خود کینگ پنداری مزمن !

چهارشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ب.ظ
« و خداوند
هیچ متکبر فخرفروشى را دوست ندارد. »  لقمان / 18

کافی است گشت و گذاری کوتاه در صفحات مجازی اینستاگرام داشته باشید و بیوگرافی موجود در هریک از آنها را مطالعه بفرمایید تا متوجه شوید دنیای مجازی پر شده از نوجوانان و جوانانی که خود را کینگ یا کوین یا به هر لقب پر طمطراق دیگری مینامند و شاید حتی میدانند ! اگر وقت بیشتری از اوقات شریفتان را صرف مطالعه و تفحص در متون مندرج در صفحات فخیمه ی این دسته از جوانان - که تعدادشان هم کم نیست- بفرمایید متعجب خواهید شد از اینکه صفات مذمومی چون تخس، مغرور، خودخواه، بداخلاق و... چقدر با افتخار و مباهات به عنوان ویژگی بارز شخصیتی معرفی شده اند. اما هرگز توصیه نمیکنم محتویات ناهنجار، مبتذل و بی مایه ی موجود در این صفحات را مشاهده یا مطالعه کنید.

کاری ندارم به اینکه چرا نوجوانان و جوانانِ امروز ما به صفات زشتی که تا دیروز نشانه ی ضعف بود مینازند؟ چرا نوجوانان و جوانان ما تظاهر به هنجارشکنی و اعتراف به ضدارزش بودن را لازمه ی خاص و جذاب بودن میدانند ؟ چرا نوجوانان و جوانان ما بازیگر نمایشنامه ی عشق های فانتزی و پوچ شدن را باکلاس می پندارند ؟ چرا ابایی از به نمایش گذاشتن لذت جویی ها و بی بند و باری هاشان ندارند ؟ سوال من این است که
چرا نوجوانان و جوانان ما در حال سبقت گیری در فخرفروشی به چیزی که نیستند هستند ؟!

اینکه ما از اعتماد به نفس بیشتری نسبت به گذشته برخورداریم خوب است اما به چه قیمت و به پشتوانه ی چه فضیلتی ؟! بیاییم قبل از نازیدن و بالیدن به خویشتن و نوشتن بیوگرافی های پر کر و فر ابتدا از خودمان بپرسیم سطح سواد و
میانگین کتابخوانی و علم و ارزش مدرک تحصیلی من چقدر است ؟ در چه فنونی به مقام استادی رسیدم و صاحب سبک هستم ؟ به چه هنری شهره دارم و در کدام فستیوال و جشنواره یا هرجای دیگری حتی نامی از من برده شده ؟ در چه ورزشی صاحب مقام و مرتبه هستم و طاقچه ی اتاقم مزین به کدام جام یا مدال ارزنده ی ملی شده ؟ به کدام کرامات اخلاقی و ارزش های والای انسانی توفیق یافته ام چنانکه آوازه ی حسن و نیکوئی ام در افواه پیچیده ؟! اصلا فارغ از همه ی اینها من در زندگی ام برای کدام هدف زیبنده و شایسته ای تلاش کردم و رنج و محنت تحمل نمودم و در نهایت به کامیابی دست یافتم ؟! اصلا موفقیتی در کار بوده یا تنها وانمود به شان و شکوه کرده ام ؟! شاید هروقت پاسخ های دهن پر کن، درخور و صریحی برای این پرسش ها یافتیم آنوقت القاب کینگ یا کویین یا هر چیز دیگری برازنده ی صفحات ما خواهد شد.

  • مهیار حریری

یا قائم آل محمد (ص)

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۵۱ ب.ظ

ای ستایندگانت بی شمار !

امروز باروت معنای زندگی ست

و در پوچستان یاوه ها

سایه ات را به رگبار بسته اند.

تو واژه ی هر روز جهانی

و ما جا مانده از تو !

بیا و ما را معنا کن

بیا و زندگی را بیاموز ...

 

+ پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است

   نظاره ی تو بر همه جـان ها مبارک است / مولانا


  • مهیار حریری

که عشق آسان نمود اول

پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۰۹ ب.ظ

که عشق آسان نمود اول


طاها از آن پسر های حزب اللهی ست. از همان ها که نمازشان به تاخیر نمی افتد، ذکر و تسبیحشان قطع نمیشود، کلامشان بوی غیبت نمیگیرد و نگاهشان به گناه آلوده نمیگردد. از همان بسیجی های مخلص که پاتوقشان دفتر بسیج است و تفریحشان کار تشکیلاتی. از همان سینه چاکان سید الشهدا که موسیقی مورد علاقه شان مداحی است و وعده گاهشان هیئت. از همان ها که حقیقتا مسلمانند و بی ریا.
چند وقتی میشد که در خودش بود. به فکر فرو میرفت و حواسش پرت میشد. چشمانش غم داشت و لبخندش بر صورتش آویزان بود. دستانم را بر شانه اش گذاشتم و علت دل گرفتگی اش را جویا شدم. جواب سوالم را ندارد. آنروز برایم از حجب گفت و چادر مشکی. از وقار گفت و  تَمْشی على اسْتِحْیاء. از عشق گفت و مَن عاشَ مداریا... پاسخ سوالم را نداد اما دانستم چه بر قلبش آمده !

یک ماه قبل از این ماجرا در مسجد دانشگاه به بسیجی های ورودی جدید گفتم تا میتوانید عاشق نشوید چرا که پسران حزب اللهی اصولا عاشق دخترانی حزب اللهی تر از خودشان میشوند. لازمه ی هر عشقی هم وصال به معشوق است و تنها راه وصال در فرهنگ قشر مذهبی ازدواج . حال پسری که هنوز تحصیلاتش را تمام نکرده و سربازی نرفته و شغل ندارد و قاعدتا درآمد و خانه و... ندارد چطور میتواند از دختری تقاضای ازدواج کند ؟! حتی اگر شیخ صنعان شود و تمام اعتقادات خود را زیر پا بگذارد و پیشنهاد دوستی دهد، اینبار دختر است که پاسخ منفی خواهد داد.

 طاها نتوانست عاشق نشود. بیچاره طاها !

 

+   من بچه حزب اللهی ام باشد ولی خب 

    عاشق شدن طبق کدام آیه حرام است ؟ / حسین صیامی

 

  • مهیار حریری

در طریق کامیابی -2-

جمعه, ۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۵۲ ب.ظ

در طریق کامیابی2

« پدر! کاوش در اعماق چشمانم برایت ثمری ندارد. نگاه این مجسمه احساس درونش را نمایان نخواهد کرد. سکوتی عمیق به امتداد جاودانگی زمان در چشمان سردم خفته است. وقتت را تلف نکن قصه ی فردایم شنیدنی نیست. با وجود اراده ای ناتوان وعده ای به فردای خویش نمیدهم. هیچ شوری به پا نخواهد شد، هرگز رویایی محقق نمیشود و صدای تحسینی از حنجره ای برنخواهد خواست. سرنوشت شکوهمندی در انتظارم نیست. پنجه ی این موج به ساحل نمیرسد. روحم در جسم خسته ام غریب افتاده و کالبدم به بی مصرفی شیشه ی عطری تهی است. همچون پروانه ای شده ام که کودکی بال هایش را کنده باشد.
زمان چه زود میگذرد و چهره ی شکیل آرزو ها را چروکین میکند. دیگر پرستو تکرار زیبایی برای بهار نیست. جاده ی پیش رویم را باور نمیکنم. نگاه شرمسارم به دور دست ها نمینگرد. سایه ی سرزنش از سرم کم نمیشود. بطالت اوقاتم نمکی ست بر زخم امید ها. میرنجم از اسارت در قفس بی حوصلگی. میرنجم از تمسخر بیمارگون چیزی که دوستش میداشتم...»

 آنچه قرائت فرمودید بخشی از نوشته های دفتر خاطراتم بود که با نا امیدی تمام در ایام عید سال گذشته نگاشتم. آن روز ها فکر میکردم دیگر دنیا به آخر رسیده و تمام اهداف و آرزو هایی که برای آینده داشتم سرابی بیش نیست. اراده ام ترک برداشت و بی حوصلگی بر من چیره گشت بطوری که بکلی اعتماد به نفسم را از دست دادم و توان هیچ کاری جز نالیدن را نداشتم. این حس و حال افتضاح و بدبختی های ناشی از آن تا مدتها ادامه پیدا کرد. سرانجام خواندن یک کتاب باعث شد تا به خودم بیایم و اعتماد به نفسم را بازیابم. دیگر در سرتاسر وجودم بجای ابراز عجز و ناتوانی، صحبت از قدرت و توانمندی بود. رویا های گذشته بازگشتند و شوق رسیدن به آینده ای که حق خود میدانستم در روحم سرریز شد. زندگی ام را مزین به برنامه ریزی کردم و لحظه لحظه اش را هدفمند گذراندم. این اولین خیز برای صید پیروزی بود که اتفاقا به شکار منجر شد. کسب نمرات بسیار بالا در امتحانات و عضویت در هیئت تحریریه ی یکی از نشریات اولین پاداش ها بودند !

به خودم قول دادم در سال جدید درجه ی یک باشم. همیشه افراد درجه ی یک را تحسین میکردم اکنون تصمیم گرفتم خود در معرض تحسین باشم. دیگر کمتر تفریح میکنم و بیشتر میکوشم. احساس خستگی بعد از یک روز تلاش در راه موفقیت خرسندم میکند. میخواهم قدرت ناشی از ظفر را بار ها و بار ها در تار و پودم حس کنم. میخواهم لذت مورد توجه بودن را همواره بچشم. میخواهم اضطراب و ابهامی در آینده ام باقی نگذارم. میخواهم درجه ی یک باشم.


+ در طریق کامیابی -1-

 

  • مهیار حریری

توصیه های نوروزی آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله)

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۲۸ ب.ظ

چشم و هم چشمی ها،

به رخ کشیدن تشـریفات،

مـســابقـه در تجـمـــلات

و تخـریـب محـیط زیسـت

کارهایی است که از نظر اسلام ممنوع است و باید از آن خود داری کرد.



+

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست / حافظ

  • مهیار حریری

تو کان شهد و نباتی شکر چه می‌خواهی

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۳۹ ق.ظ


من : مامان یاد بچگیام افتادم هوس آبـنـبـات کردم... داریم ؟

مامان : آره

من : بـَـه بـَـه! توو یخچاله ؟

مامان : بشین خودم واست میارم

من : چــــشم :]

مامان : بفرمایین... این آب جوش... اینم نباتی که از مشهد آوردیم !

من : ممنون :-/

 

+ آبنبات یا آب و نبات، مسئله این است ؟!

#یادش_بخیر_خاطره_آن_قدیم_ها

  • موافقین ۷ مخالفین ۰
  • ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۳۹
  • مهیار حریری

نگاهی به حقوق زنان در مکاتب و مذاهب

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ

ضعیفه یا ریحانه ؟!

مهیار حریری

نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان 

 

قبل از ظهور دین مبین اسلام نگرش های متفاوتی راجع به جنس زن در مکاتب مختلف وجود داشت. اینک در این مقاله قصد داریم بدون غرض ورزی و تعصب به بیان نظرات این مکاتب و مقایسه ی آن با دیدگاه اسلام بپردازیم.

   علاوه بر نظام جاهلی که سرشت زن را از دیو یا جن میدانست، برخی کتب مذهبی مدعی هستند که زن از مایه ای پست تر از مایه ی مرد آفریده شده. به طور مثال در باب دو سفر پیدایش در تورات اینگونه آمده است: «پس از آنکه خداوند خواب را بر آدم مستولی کرد، یکی از دنده هایش را گرفت، زنی بنا کرد و نزد آدم آورد...» معهذا در فصل سی و نه از انجیل برنابا عین همین داستان ذکر شده. در مکتب یونان نیز ارسطو میگوید این مرد است که باعث زنده شدن بدن که متعلق به زن است میشود.[1] در حالی که قرآن بر خلاف کتب مذکور، گوهر زن و مرد را در بادی خلقت، مشترک و یکسان معرفی می کند و در آیات متعدد از جمله آیه یک سوره ی نساء با کمال صراحت می فرماید که خداوند زن و مرد را از " نفس واحده " آفریده. امام صادق نیز در حدیثی خداوند را منزه و برتر از این نسبت میداند که برای آدم همسری از دنده اش بیافریند لذا این نظر را مردود میشمارد[2].

   تورات با آیاتی نظیر «آدم فریب نخورد لکن زن فریب خورد و به آدم سرایت کرد»[3]  سعی دارد با داستان ساختگی فریبخوردن آدم توسط حوا اندیشه ی عنصر گناه بودن زن را ترویج کند. انجیل نیز با پذیرش نظر فوق در تلاش شیوع یافتن آن است، چنانکه یکی از بزرگان مسیحی به نام ترتولینوس خطاب به زن میگوید: «تو دروازه ی شیطانی؛ تو آنکس را که شیطان جرات نداشت از روبرو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی؛ به سبب تو بوده که پسر خدا ناگزیر به مردن شده. تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی»[4] همچنین پروفسور وسترمارک میگوید یونانیان زن را موجودی پاک نشدنی و زاده ی شیطان میدانستند. پیروان آیین بودا معتقدند در اعماق قلب زن روح شیطانی و دام خطرناک شیطان نهفته و گسترده است و اظهار میدارند : «خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئین و زن حفظ کن»[5]  آیین کنفسیوس زن را انعکاسی از مرد و برای خدمت مرد و جذب عطوفت شوهر میداند. گامهای او را فسادآفرین و پای او را مرکز فتنه دانسته است[6].

اما قرآن با ارائة روایتی حقیقی از ماجرای آدم و حوا خط بطلانی بر این اندیشه ی مسموم می کشد. در آیات بیست تا بیست و دو سوره ی اعراف بر خلاف تورات و انجیل، حوا به عنوان مسئول اصلی گناه معرفی نشده و هرجا که پای وسوسه ی شیطان به میان کشیده شده، ضمیرها به شکل تثنیه آمده است. وانگهی وجود روایات متعدد و احادیث بسیار مبنی بر کثرت زنان بهشتی نسبت به مردان، مؤید ملاحت نظر و حسن ظن اسلام نسبت به جنس زن است. برای مثال، امام صادق (ع) می فرماید: چگونه بیشتر دوزخیان در قیامت زنانند، در حالی که در آخرت یک مرد با هزار زن دنیایی ازدواج میکند.[7] همچنین رسول ا... می فرمایند : بهشت زیر پای زن است.[8]  وقتی معاویه بن جاهمه به خدمت نبی اکرم (ص) میرسد، میگوید : میخواهم با شما در راه خدا و زندگی آخرت جهاد کنم. حضرت میفرماید : آیا مادرت زنده است؟ برگرد و به او نیکی کن. بنابراین اسلام نه تنها زن را عنصر گناهی با نفس شیطانی نمیداند، بلکه بالعکس با ستودن مقام رفیع زن و نقش آفرینی مؤثرش در خانواده و جامعه او را بهشتی می خواند و محبت به ایشان را نشانه ی دینداری می داند.

مسیحیان معتقدند که علت تجرد حضرت عیسی(ع)، پلیدی ذاتی ازدواج است و به همین جهت روحانیون و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان چنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ی ارباب کلیسا تقوا ایجاب میکند که انسان از ازدواج خودداری کند.[9] اما مطابق با اسلام ازدواج امری مثبت، نیاز بیولوژیک بدن، مرحله ای از رشد فردی، آرامش بخش، لازمه ی بقای نسل بشر و عامل قرب به خدا محسوب میشود. لذا ازدواج علاوه بر یک نیاز و ضرورت، یک حق و بخشی از حقوق بشر محسوب میگردد.[10]

   زن در دستگاه فکری ارسطو صفاتی چون پست، ناقص و عدم قابلیت را دارا میباشد و او چنین نتیجه میگیرد: «یک زن با توجه به نقص تولید مثل و زاییدن، برابر با یک مرد عقیم و نازاست زیرا در هر صورت زن ناقص الخلقه است.»[11] افلاطون زن را پست تر از مرد می داند و می گوید من شکرگزار و خرسندم از اینکه دو مزیت دارم : 1- آزادم و برده نیستم 2- مردم و زن نیستم. در آیین کنفسیوس مرد مالک زن می شود و در صورت بی میلی به او میتواند زن را بفروشد. در آیین بودا زمانی که آناندا یکی از گرامی‌ترین پیروان بودا سؤال می‌کند که چرا زنان محرومند؟ بودا این طور جواب می‌دهد: «از زن به کلی بر حذر باش ای آناندا! زنان شرورند، زنان حسودند، زنان بخیل و پستند، زنان از خرد و اندیشه به دورند.»[12]

   اما قرآن به معارضه با چنین نگرشی درباره ی زنان برخاسته تا نشان دهد در نزد خدا، ماهیت مردانه، به هیچ روی برتر از ماهیت زنانه نیست و بلکه لفظ الله حاوی «ه» تانیث نیز هست تا شاید خدای قرآن به گونه ای تلویحی، مدافع زنان تحت فشار در جامعه ی مخاطب معرفی شود.[13] اسلام به پیروانش می آموزد که در طول تاریخ پشتیبان اول مصلحان و مردان الهی از قبیل موسی، عیسی، رسول خدا، امیرالمومنین و حسین بن علی، زنان بوده اند. در قرآن آیاتی وجود دارد که بر وحی به برخی از زنان دلالت می کند. از قبیل وحی به مادر موسی در سوره ی قصص و طه و وحی به مریم در سوره ی آل عمران.  حتی بعضی روایات مشتمل بر مصحف فاطمه (س) و نزول جبرئیل بر آن بزرگوار است. لذا در اسلام زن نیز مانند مرد محل ظهور مشیت الهی است و هیچ دلیلی بر پستی منزلتش در نزد خدا وجود ندارد. بر خلاف مکاتب یادشده، اسلام نه تنها زن را ناقص العقل نمیداند بلکه در موارد متعدد از ایشان مشورت می جوید و طبق رایشان عمل میکند. برای مثال، پس از امضای قرارداد صلح حدیبیه پیامبر اعظم (ص) دستور فرمودند تا مسلمانان قربانی کنند ولی وقتی با عدم تبعیت مواجه شدند، با ام سلمه مشورت کردند و ام سلمه گفت : خود قربانی و حلق کنید و با کسی سخن مگویید. پیامبر نیز طبق گفته ی او عمل کردند.[14] در آیه ی قرآن نیز به شور و مشورت والدین نسبت به از شیر گرفتن کودک صحبت شده است.[15]  ازدواج امری بسیار حساس و مهم در زندگی است اما زن مورد مشورت قرار میگیرد و رای او نافذ و مصحح این پیمان است. اسلام در مبارزه ی با افکار بدبینانه نسبت به جنس زن، دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی می کند و قرآن کریم مخصوصا این مطلب را تذکر میدهد که وجود زن برای مرد خیر است و مایه ی سکونت و آرامش دل اوست.[16] بنابر این اسلام با عقاید زن ستیزانة مکاتب دیگر که نابرابری و ستم علیه زنان را از حقوق مسلم مردان و عین عدالت میدانستند، مخالفت کرد و با تربیت زنان اسوه ای چون حضرت زهرا (س)، حضرت زینب، سکینه و... در مکتب خود، شان و شخصیت حقیقی زن را به عالمیان آموخت.

 

 


[1] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو،نویسنده سوزان مولر، ن-نوریزاده، مونتریال)

[2] (من لا یحضره الفقیه ص379 و 380 و علل الشرایع ج1 باب17)

[3] (المرأه فی التاریخ و الشریعه ص96)

[4] (جنس دوم، سیمون دوبووار،ج1، ص159)

[5] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1186)

[6] (حیات زن در اندیشه ی اسلامی ، دکتر علی قائمی ، انتشارات امیری، ص72)

[7] (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص468)

[8] (الطبقات الکبری، ج4، ص274)

[9] (مجموعه آثار شهید مطهری، ج19 ، ص629)

[10] (زن در اسلام و غرب، محمدحسن قدیری ابیانه، ص31)

[11] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو، سوزان مولر، ترجمه ن.نوریازده)

[12] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1187)

[13] (اعتدال در قرآن، محمدحکیم پور، ص98)

[14] (شیبانی، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج2، ص205)

[15] (232/بقره)                      

[16] (نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، ص122)

 

  • مهیار حریری

مخصوصا وقتی طور دیگر میبارد !

پنجشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۲۲ ق.ظ


باران همیشه زیبا نیست. مخصوصا در شبی سرد و مغموم. امشب را باران نه، دلم بی نهایتی از ستارگان منور، دلم ماه میخواهد. نغمه ی سوزناک باد نه، دلم سکوت نرم باغ میخواهد. کوبه ی اضطراب قطره بر پنجره نه، دلم آرامش دریچه ای باز میخواهد. 

باران ؟! امشب نه، فردا که چهره ام چروکین شد و هیاهویت با سمعک هم شنیدنی نبود ببار. فردا که مویم سپید شد و شاعرانگی ات با عینک هم دیدنی نبود ببار. فردا که قلبم از تپیدن ایستاد و روح غبارآلودی در کالبدم نبود ببار. 

رحم کن باران! بگذار این شبِ سرد به غم سپری نشود.


  • مهیار حریری