Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+تمامی اشعار و نوشته ها به قلم بنده نگاشته شده
+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

طالبُ العلم محفوفٌ بعنایة الله

چهارشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۳، ۰۷:۱۶ ق.ظ

بعد از چهار ماه شب زنده داری و کم خوابی و تحمل فشار شدید روانی و استرس امتحانات بالاخره طعم آرامش را چشیدم. ترمی که گذشت هولناک و سخت بود اما خدا را هزار مرتبه شکر که با توکل به پروردگار مهربان پیروزمندانه به خانه ی پدری برگشتم! از همان زمانی که آغاز به مطالعه در مسائل دینی داشتم برداشت من از قرآن و حدیث های معصومین این بوده که درس خواندن عبادت عزیزی است که اجر عظیمی در پی دارد لذا هرگز از چنین عبادت پرثمری دست نکشیدم و پروردگار همواره تکیه گاهم بود و لحظه ای پشتم را خالی نکرد.

قبل از کنکور دوستانم هر روز با من تماس میگرفتند و دعوتم میکردند تا با آنها به گشت و گذار بروم اما من به قیمت دلخوری آنها در اتاق نشستم و درس خواندم. در بدترین هوای شرجی شهر که نفس کشیدن را هم دشوار میکرد از خنکای کولر گذشتم و در اتاقم را بستم و درس خواندم. در بامدادی که خورشید هنوز بر تاریکی چیره نشده بود با هزار مکافات از خواب نوشین دست شستم و در تنهایی و سکوت درس خواندم. من بهترین دوران زندگی ام را که میتوانست مثل زندگی دوستانم به گشت و گذار و بگو بخند و کافه نشینی بگذرد درس خواندم! اما ناراضی نیستم چون مقامی که بدان رسیدم پاداش من به عنوان یک انسان بود. کسب رتبه ی سه رقمی و قبول شدن در دانشگاه دولتی و مطرح شدن اسمم به عنوان شخصی موفق پاداشی بود که به تمام رنج هایی که کشیدم می ارزید. این موضوع را زمانی کاملا حس کردم که در مسجدی که قبلا در صف آخر نمازگزارانش می ایستادم بعد از قبولی در کنکور و رفتن نامم بر بیلبرد های شهر، هیئت امنای مسجد با اصرار و احترام من را به صف اول کشاندند! از آن لحظه بود که فهمیدم طعم موفقیت در تحصیل شیرین ترین حسی است که میتوانم تجربه کنم لذا تصمیم به ادامه ی راه گرفتم البته اینبار با جدیت بیشتر.

در طول ترمی که گذشت در حالی که من ساعت چهار بامداد برای درس خواندن بیدار میشدم و تقریبا هیچ فرصتی برای بیرون رفتن از خانه نداشتم تصویر خوش گذرانی های دوستانم را در اینستاگرام میدیدم اما ذره ای حسرت نخوردم زیرا به راهی که برای رسیدن به انتهای آن تلاش میکنم ایمان دارم. من ایمان دارم که رسیدن به درجات بالای علمی و کسب رضایت خداوند و رسیدن به قدرت و ثروت و شان و منزلت ناشی از آن، به تمام لذت های زودگذر دیگر می ارزد.

 

+ "به آنان بگو آیا آنان که می دانند، با آنان که نمی دانند، مساویند ؟" زمر/9

+ نبی اکرم (ص) : "هر که دانش بجوید ، مانند کسى است که روز خود را به روزه گذراند و شبش را به عبادت. اگر کسى یک باب علم بیاموزد، برایش بهتر است از این که کوه ابو قبیس طلا باشد و او آن را در راه خدا انفاق کند ." منیه المرید

+ رسول الله (ص) : "جویاى دانش، جویاى رحمت است. جوینده ی دانش رکن اسلام است و پاداشش با پیامبران داده میشود."  کنز العمّال

  • مهیار حریری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">