Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+تمامی اشعار و نوشته ها به قلم بنده نگاشته شده
+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

لطفا بیشعـور ها را برنتـابید !

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۸:۵۹ ب.ظ

بعد از خواندن کتاب «بیشعوری» یک خانه تکانی مفصل برای زندگی آشفته ام تدارک دیده بودم که به یاری خدا همه چیز آنطور که باید پیش رفت. رفتارهای بیشعورانه را از صحنه ی زندگی ام حذف کردم. درست مثل بعضی از بیشعور های اطرافم! . همه رفتنی اند اما بعضی ها باید زودتر بروند. نه اینکه تقدیر بخواهد که نباشند نه! من دیگر نخواستم گستاخیشان را ببخشم. رهایشان کردم چون وظیفه ام نبود نگهبانشان باشم. حتی ذره ای هم ارزش نداشتند که به حکم اخلاق تحملشان کنم.

شما هم مراقب باشید. بیشعور ها در رخت دوست وارد زندگیتان میشنود و به تک تک موفقیت هاتان رشک میبرند. موذیانه تمام تلاششان را در ناکام کردن شما میکنند. قوانین خودساخته ای دارند که همه را محکوم به فرمانبرداری از آن میدانند ولی وقتی به زیانشان باشد خودشان را مستثنی و ممتاز از قواعد خود میکنند. آنها سعی دارند شما را مطیع خود نمایند و وقتی بخواهید خودتان باشید و آنگونه که میخواهید زندگی کنید با زخم زبان و اخم و تخم عذاب وجدان را به جانتان می اندازند. بیشعور ها بیمار هستند و بیماریشان واگیردار است. اگر دربند چنین بیمارانی هستید و یا خود اسیر بیماری بیشعوری شدید هر چه سریعتر خود را آزاد کنید.

  • مهیار حریری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">