Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+تمامی اشعار و نوشته ها به قلم بنده نگاشته شده
+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

آخرین مطالب

نگاهی به حقوق زنان در مکاتب و مذاهب

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ

ضعیفه یا ریحانه ؟!

مهیار حریری

نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان 

 

قبل از ظهور دین مبین اسلام نگرش های متفاوتی راجع به جنس زن در مکاتب مختلف وجود داشت. اینک در این مقاله قصد داریم بدون غرض ورزی و تعصب به بیان نظرات این مکاتب و مقایسه ی آن با دیدگاه اسلام بپردازیم.

   علاوه بر نظام جاهلی که سرشت زن را از دیو یا جن میدانست، برخی کتب مذهبی مدعی هستند که زن از مایه ای پست تر از مایه ی مرد آفریده شده. به طور مثال در باب دو سفر پیدایش در تورات اینگونه آمده است: «پس از آنکه خداوند خواب را بر آدم مستولی کرد، یکی از دنده هایش را گرفت، زنی بنا کرد و نزد آدم آورد...» معهذا در فصل سی و نه از انجیل برنابا عین همین داستان ذکر شده. در مکتب یونان نیز ارسطو میگوید این مرد است که باعث زنده شدن بدن که متعلق به زن است میشود.[1] در حالی که قرآن بر خلاف کتب مذکور، گوهر زن و مرد را در بادی خلقت، مشترک و یکسان معرفی می کند و در آیات متعدد از جمله آیه یک سوره ی نساء با کمال صراحت می فرماید که خداوند زن و مرد را از " نفس واحده " آفریده. امام صادق نیز در حدیثی خداوند را منزه و برتر از این نسبت میداند که برای آدم همسری از دنده اش بیافریند لذا این نظر را مردود میشمارد[2].

   تورات با آیاتی نظیر «آدم فریب نخورد لکن زن فریب خورد و به آدم سرایت کرد»[3]  سعی دارد با داستان ساختگی فریبخوردن آدم توسط حوا اندیشه ی عنصر گناه بودن زن را ترویج کند. انجیل نیز با پذیرش نظر فوق در تلاش شیوع یافتن آن است، چنانکه یکی از بزرگان مسیحی به نام ترتولینوس خطاب به زن میگوید: «تو دروازه ی شیطانی؛ تو آنکس را که شیطان جرات نداشت از روبرو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی؛ به سبب تو بوده که پسر خدا ناگزیر به مردن شده. تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی»[4] همچنین پروفسور وسترمارک میگوید یونانیان زن را موجودی پاک نشدنی و زاده ی شیطان میدانستند. پیروان آیین بودا معتقدند در اعماق قلب زن روح شیطانی و دام خطرناک شیطان نهفته و گسترده است و اظهار میدارند : «خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئین و زن حفظ کن»[5]  آیین کنفسیوس زن را انعکاسی از مرد و برای خدمت مرد و جذب عطوفت شوهر میداند. گامهای او را فسادآفرین و پای او را مرکز فتنه دانسته است[6].

اما قرآن با ارائة روایتی حقیقی از ماجرای آدم و حوا خط بطلانی بر این اندیشه ی مسموم می کشد. در آیات بیست تا بیست و دو سوره ی اعراف بر خلاف تورات و انجیل، حوا به عنوان مسئول اصلی گناه معرفی نشده و هرجا که پای وسوسه ی شیطان به میان کشیده شده، ضمیرها به شکل تثنیه آمده است. وانگهی وجود روایات متعدد و احادیث بسیار مبنی بر کثرت زنان بهشتی نسبت به مردان، مؤید ملاحت نظر و حسن ظن اسلام نسبت به جنس زن است. برای مثال، امام صادق (ع) می فرماید: چگونه بیشتر دوزخیان در قیامت زنانند، در حالی که در آخرت یک مرد با هزار زن دنیایی ازدواج میکند.[7] همچنین رسول ا... می فرمایند : بهشت زیر پای زن است.[8]  وقتی معاویه بن جاهمه به خدمت نبی اکرم (ص) میرسد، میگوید : میخواهم با شما در راه خدا و زندگی آخرت جهاد کنم. حضرت میفرماید : آیا مادرت زنده است؟ برگرد و به او نیکی کن. بنابراین اسلام نه تنها زن را عنصر گناهی با نفس شیطانی نمیداند، بلکه بالعکس با ستودن مقام رفیع زن و نقش آفرینی مؤثرش در خانواده و جامعه او را بهشتی می خواند و محبت به ایشان را نشانه ی دینداری می داند.

مسیحیان معتقدند که علت تجرد حضرت عیسی(ع)، پلیدی ذاتی ازدواج است و به همین جهت روحانیون و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان چنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ی ارباب کلیسا تقوا ایجاب میکند که انسان از ازدواج خودداری کند.[9] اما مطابق با اسلام ازدواج امری مثبت، نیاز بیولوژیک بدن، مرحله ای از رشد فردی، آرامش بخش، لازمه ی بقای نسل بشر و عامل قرب به خدا محسوب میشود. لذا ازدواج علاوه بر یک نیاز و ضرورت، یک حق و بخشی از حقوق بشر محسوب میگردد.[10]

   زن در دستگاه فکری ارسطو صفاتی چون پست، ناقص و عدم قابلیت را دارا میباشد و او چنین نتیجه میگیرد: «یک زن با توجه به نقص تولید مثل و زاییدن، برابر با یک مرد عقیم و نازاست زیرا در هر صورت زن ناقص الخلقه است.»[11] افلاطون زن را پست تر از مرد می داند و می گوید من شکرگزار و خرسندم از اینکه دو مزیت دارم : 1- آزادم و برده نیستم 2- مردم و زن نیستم. در آیین کنفسیوس مرد مالک زن می شود و در صورت بی میلی به او میتواند زن را بفروشد. در آیین بودا زمانی که آناندا یکی از گرامی‌ترین پیروان بودا سؤال می‌کند که چرا زنان محرومند؟ بودا این طور جواب می‌دهد: «از زن به کلی بر حذر باش ای آناندا! زنان شرورند، زنان حسودند، زنان بخیل و پستند، زنان از خرد و اندیشه به دورند.»[12]

   اما قرآن به معارضه با چنین نگرشی درباره ی زنان برخاسته تا نشان دهد در نزد خدا، ماهیت مردانه، به هیچ روی برتر از ماهیت زنانه نیست و بلکه لفظ الله حاوی «ه» تانیث نیز هست تا شاید خدای قرآن به گونه ای تلویحی، مدافع زنان تحت فشار در جامعه ی مخاطب معرفی شود.[13] اسلام به پیروانش می آموزد که در طول تاریخ پشتیبان اول مصلحان و مردان الهی از قبیل موسی، عیسی، رسول خدا، امیرالمومنین و حسین بن علی، زنان بوده اند. در قرآن آیاتی وجود دارد که بر وحی به برخی از زنان دلالت می کند. از قبیل وحی به مادر موسی در سوره ی قصص و طه و وحی به مریم در سوره ی آل عمران.  حتی بعضی روایات مشتمل بر مصحف فاطمه (س) و نزول جبرئیل بر آن بزرگوار است. لذا در اسلام زن نیز مانند مرد محل ظهور مشیت الهی است و هیچ دلیلی بر پستی منزلتش در نزد خدا وجود ندارد. بر خلاف مکاتب یادشده، اسلام نه تنها زن را ناقص العقل نمیداند بلکه در موارد متعدد از ایشان مشورت می جوید و طبق رایشان عمل میکند. برای مثال، پس از امضای قرارداد صلح حدیبیه پیامبر اعظم (ص) دستور فرمودند تا مسلمانان قربانی کنند ولی وقتی با عدم تبعیت مواجه شدند، با ام سلمه مشورت کردند و ام سلمه گفت : خود قربانی و حلق کنید و با کسی سخن مگویید. پیامبر نیز طبق گفته ی او عمل کردند.[14] در آیه ی قرآن نیز به شور و مشورت والدین نسبت به از شیر گرفتن کودک صحبت شده است.[15]  ازدواج امری بسیار حساس و مهم در زندگی است اما زن مورد مشورت قرار میگیرد و رای او نافذ و مصحح این پیمان است. اسلام در مبارزه ی با افکار بدبینانه نسبت به جنس زن، دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی می کند و قرآن کریم مخصوصا این مطلب را تذکر میدهد که وجود زن برای مرد خیر است و مایه ی سکونت و آرامش دل اوست.[16] بنابر این اسلام با عقاید زن ستیزانة مکاتب دیگر که نابرابری و ستم علیه زنان را از حقوق مسلم مردان و عین عدالت میدانستند، مخالفت کرد و با تربیت زنان اسوه ای چون حضرت زهرا (س)، حضرت زینب، سکینه و... در مکتب خود، شان و شخصیت حقیقی زن را به عالمیان آموخت.

 

 


[1] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو،نویسنده سوزان مولر، ن-نوریزاده، مونتریال)

[2] (من لا یحضره الفقیه ص379 و 380 و علل الشرایع ج1 باب17)

[3] (المرأه فی التاریخ و الشریعه ص96)

[4] (جنس دوم، سیمون دوبووار،ج1، ص159)

[5] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1186)

[6] (حیات زن در اندیشه ی اسلامی ، دکتر علی قائمی ، انتشارات امیری، ص72)

[7] (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص468)

[8] (الطبقات الکبری، ج4، ص274)

[9] (مجموعه آثار شهید مطهری، ج19 ، ص629)

[10] (زن در اسلام و غرب، محمدحسن قدیری ابیانه، ص31)

[11] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو، سوزان مولر، ترجمه ن.نوریازده)

[12] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1187)

[13] (اعتدال در قرآن، محمدحکیم پور، ص98)

[14] (شیبانی، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج2، ص205)

[15] (232/بقره)                      

[16] (نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، ص122)

 

  • مهیار حریری

نظرات (۳)

از اونجایی ما ایرانیا آدمای تنبلی هستیم ونوشتهای طولانی رو نمیخونیم

به دو دلیل من اینو خوندم : 1/رفرنس دار بودن2/حمایت از خانوم ها
خیلی ممنون بابت این حمایتتون از خانمها
پاسخ:
شما منت بر سر بنده نهادین
خواهش میکنم ان شالله در آینده فعالیتم در این زمینه بیشتر هم خواهد شد :)
کاش به جای بررسی لفظ ها به اصل موضوع اشاره میکردید...
پاسخ:
ممنون از نظرتون
وظیفه ای که به بنده محول شده برای نوشتن متنی اجمالی بود و نه بررسی کامل و دقیق تمام ابعاد حقوق زن.
در واقع این مقاله مقدمه ای بود برای ویژه نامه های بعدی درباره ی حقوق زنان در اسلام که ان شالله جبران خواهم کرد.

ممنون از پاسخ گوئییتون...از اونجایی که خودم در این زمینه پژوهش میکنم،برای همین به خودم اجازه اظهار نظر دادم!
موفق باشید...
پاسخ:
خواهش میکنم
موید و منصور باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">