Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+تمامی اشعار و نوشته ها به قلم بنده نگاشته شده
+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

آخرین مطالب

موسی پسر عمران

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۵۹ ب.ظ


بیندیش که گویی شبی سرد و زمستانی با همسر آبستن ات در بیابان تاریکی راه گم کرده باشی. شب بی مهتابی است و بیابان آنچنان تاریک که اگر اندکی از هم دور شوید جز با صدا کردن هم، یکدیگر را نمی یابید. در چنین ظلمات محضی سوسوی شعله ای را میبینی و همسرت را همانجا در تاریکی و سرما رها میکنی و به امید یافتن راه به سمت نور میروی. به شعله که میرسی از ترس نزدیک است قالب تهی کنی: شعله ای نیست، آتشی است بدون دود که از لابه لای شاخه های درخت تا دل آسمان پیوسته است. وحشت زده برمیگردی و به عمق تاریکی بیابان میگریزی. کمی بعد نفس زنان می ایستی و دوباره به سمت درخت میروی. اینبار صدای غریبی میشنوی که انگار از لای ستاره ها تا وسط درخت راه آمده است :

انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی * و انا اخترتک فاستمع لما یوحی*

همانا من پروردگار تو هستم. کفش ها را از پای بیرون آر که تو در وادی مقدس طوی هستی و من تو را برگزیده ام، پس به آنچه وحی میشود گوش بسپار.


روی ماه خداوند را ببوس، مصطفی مستور، نشر مرکز، ص 53

* سوره ی طه / آیات 12 و 13


  • مهیار حریری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">