Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

۸ مطلب با موضوع «المعـتقدات الإسلامـیة» ثبت شده است

نامه ای به امام زمان (عج)

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۴۶ ب.ظ

« [الهی!] به درستى که تو فرمودى،

و گفته ات حق است که: فساد در خشکى و دریا، در اثر اعمال مردم نمایان شد،

الهی! ولیّت، و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده، براى ما آشکار کن »  دعای عهد


نامه ای به امام زمان (عج)

مهیار حریری

نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان 

                                                                                                                                             

دار و ندارمان را ساختیم

 کاشی های فیروزه ای اش را به رخ کشیدیم

اما بلندی بنای گلدسته های نگارین هم

نتوانست خراباتیان را از رو ببرد

 

ساحران کژ رفتار / با بزک راهبه ای مهربان

تجدد را جار میزنند

و خواهران مدرن / با هفت قلم آرایش

پوست کلفت تر از رنگین کمانند

 

آه از نهاد نرخ دلار بر آمده

و مسئولان جز کار خیر / کاری به کار کسی ندارند

میکوشند برای آقازاده های بی دست و پا

کسب و کاری دست و پا کنند

 

در همین حوالی / کودکان پا برهنه

در مقابل موشک سنگر میگیرند

ولی راحتی کاناپه

بر رفع گرفتاری ابنای بشر ترجیح دارد

 

خلاصه،

همه چیز را آماده کرده ایم آقا جان

کی لباس های رسمی تان را از کمد در می آورید ؟

 

  • مهیار حریری

یا قائم آل محمد (ص)

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۵۱ ب.ظ

ای ستایندگانت بی شمار !

امروز باروت معنای زندگی ست

و در پوچستان یاوه ها

سایه ات را به رگبار بسته اند.

تو واژه ی هر روز جهانی

و ما جا مانده از تو !

بیا و ما را معنا کن

بیا و زندگی را بیاموز ...

 

+ پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است

   نظاره ی تو بر همه جـان ها مبارک است / مولانا


  • مهیار حریری

توصیه های نوروزی آیت الله مکارم شیرازی (دام ظله)

پنجشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۲۸ ب.ظ

چشم و هم چشمی ها،

به رخ کشیدن تشـریفات،

مـســابقـه در تجـمـــلات

و تخـریـب محـیط زیسـت

کارهایی است که از نظر اسلام ممنوع است و باید از آن خود داری کرد.



+

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر

که این حدیث ز پیر طریقتم یادست / حافظ

  • مهیار حریری

نگاهی به حقوق زنان در مکاتب و مذاهب

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۳۲ ب.ظ

ضعیفه یا ریحانه ؟!

مهیار حریری

نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان 

 

قبل از ظهور دین مبین اسلام نگرش های متفاوتی راجع به جنس زن در مکاتب مختلف وجود داشت. اینک در این مقاله قصد داریم بدون غرض ورزی و تعصب به بیان نظرات این مکاتب و مقایسه ی آن با دیدگاه اسلام بپردازیم.

   علاوه بر نظام جاهلی که سرشت زن را از دیو یا جن میدانست، برخی کتب مذهبی مدعی هستند که زن از مایه ای پست تر از مایه ی مرد آفریده شده. به طور مثال در باب دو سفر پیدایش در تورات اینگونه آمده است: «پس از آنکه خداوند خواب را بر آدم مستولی کرد، یکی از دنده هایش را گرفت، زنی بنا کرد و نزد آدم آورد...» معهذا در فصل سی و نه از انجیل برنابا عین همین داستان ذکر شده. در مکتب یونان نیز ارسطو میگوید این مرد است که باعث زنده شدن بدن که متعلق به زن است میشود.[1] در حالی که قرآن بر خلاف کتب مذکور، گوهر زن و مرد را در بادی خلقت، مشترک و یکسان معرفی می کند و در آیات متعدد از جمله آیه یک سوره ی نساء با کمال صراحت می فرماید که خداوند زن و مرد را از " نفس واحده " آفریده. امام صادق نیز در حدیثی خداوند را منزه و برتر از این نسبت میداند که برای آدم همسری از دنده اش بیافریند لذا این نظر را مردود میشمارد[2].

   تورات با آیاتی نظیر «آدم فریب نخورد لکن زن فریب خورد و به آدم سرایت کرد»[3]  سعی دارد با داستان ساختگی فریبخوردن آدم توسط حوا اندیشه ی عنصر گناه بودن زن را ترویج کند. انجیل نیز با پذیرش نظر فوق در تلاش شیوع یافتن آن است، چنانکه یکی از بزرگان مسیحی به نام ترتولینوس خطاب به زن میگوید: «تو دروازه ی شیطانی؛ تو آنکس را که شیطان جرات نداشت از روبرو مورد حمله قرار دهد مجاب کردی؛ به سبب تو بوده که پسر خدا ناگزیر به مردن شده. تو باید پیوسته جامه ی سوگ و ژنده به تن داشته باشی»[4] همچنین پروفسور وسترمارک میگوید یونانیان زن را موجودی پاک نشدنی و زاده ی شیطان میدانستند. پیروان آیین بودا معتقدند در اعماق قلب زن روح شیطانی و دام خطرناک شیطان نهفته و گسترده است و اظهار میدارند : «خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئین و زن حفظ کن»[5]  آیین کنفسیوس زن را انعکاسی از مرد و برای خدمت مرد و جذب عطوفت شوهر میداند. گامهای او را فسادآفرین و پای او را مرکز فتنه دانسته است[6].

اما قرآن با ارائة روایتی حقیقی از ماجرای آدم و حوا خط بطلانی بر این اندیشه ی مسموم می کشد. در آیات بیست تا بیست و دو سوره ی اعراف بر خلاف تورات و انجیل، حوا به عنوان مسئول اصلی گناه معرفی نشده و هرجا که پای وسوسه ی شیطان به میان کشیده شده، ضمیرها به شکل تثنیه آمده است. وانگهی وجود روایات متعدد و احادیث بسیار مبنی بر کثرت زنان بهشتی نسبت به مردان، مؤید ملاحت نظر و حسن ظن اسلام نسبت به جنس زن است. برای مثال، امام صادق (ع) می فرماید: چگونه بیشتر دوزخیان در قیامت زنانند، در حالی که در آخرت یک مرد با هزار زن دنیایی ازدواج میکند.[7] همچنین رسول ا... می فرمایند : بهشت زیر پای زن است.[8]  وقتی معاویه بن جاهمه به خدمت نبی اکرم (ص) میرسد، میگوید : میخواهم با شما در راه خدا و زندگی آخرت جهاد کنم. حضرت میفرماید : آیا مادرت زنده است؟ برگرد و به او نیکی کن. بنابراین اسلام نه تنها زن را عنصر گناهی با نفس شیطانی نمیداند، بلکه بالعکس با ستودن مقام رفیع زن و نقش آفرینی مؤثرش در خانواده و جامعه او را بهشتی می خواند و محبت به ایشان را نشانه ی دینداری می داند.

مسیحیان معتقدند که علت تجرد حضرت عیسی(ع)، پلیدی ذاتی ازدواج است و به همین جهت روحانیون و مقدسین مسیحی شرط وصول به مقامات روحانی را آلوده نشدن به زن در تمام مدت عمر دانستند و «پاپ» از میان چنین افرادی انتخاب می شود. به عقیده ی ارباب کلیسا تقوا ایجاب میکند که انسان از ازدواج خودداری کند.[9] اما مطابق با اسلام ازدواج امری مثبت، نیاز بیولوژیک بدن، مرحله ای از رشد فردی، آرامش بخش، لازمه ی بقای نسل بشر و عامل قرب به خدا محسوب میشود. لذا ازدواج علاوه بر یک نیاز و ضرورت، یک حق و بخشی از حقوق بشر محسوب میگردد.[10]

   زن در دستگاه فکری ارسطو صفاتی چون پست، ناقص و عدم قابلیت را دارا میباشد و او چنین نتیجه میگیرد: «یک زن با توجه به نقص تولید مثل و زاییدن، برابر با یک مرد عقیم و نازاست زیرا در هر صورت زن ناقص الخلقه است.»[11] افلاطون زن را پست تر از مرد می داند و می گوید من شکرگزار و خرسندم از اینکه دو مزیت دارم : 1- آزادم و برده نیستم 2- مردم و زن نیستم. در آیین کنفسیوس مرد مالک زن می شود و در صورت بی میلی به او میتواند زن را بفروشد. در آیین بودا زمانی که آناندا یکی از گرامی‌ترین پیروان بودا سؤال می‌کند که چرا زنان محرومند؟ بودا این طور جواب می‌دهد: «از زن به کلی بر حذر باش ای آناندا! زنان شرورند، زنان حسودند، زنان بخیل و پستند، زنان از خرد و اندیشه به دورند.»[12]

   اما قرآن به معارضه با چنین نگرشی درباره ی زنان برخاسته تا نشان دهد در نزد خدا، ماهیت مردانه، به هیچ روی برتر از ماهیت زنانه نیست و بلکه لفظ الله حاوی «ه» تانیث نیز هست تا شاید خدای قرآن به گونه ای تلویحی، مدافع زنان تحت فشار در جامعه ی مخاطب معرفی شود.[13] اسلام به پیروانش می آموزد که در طول تاریخ پشتیبان اول مصلحان و مردان الهی از قبیل موسی، عیسی، رسول خدا، امیرالمومنین و حسین بن علی، زنان بوده اند. در قرآن آیاتی وجود دارد که بر وحی به برخی از زنان دلالت می کند. از قبیل وحی به مادر موسی در سوره ی قصص و طه و وحی به مریم در سوره ی آل عمران.  حتی بعضی روایات مشتمل بر مصحف فاطمه (س) و نزول جبرئیل بر آن بزرگوار است. لذا در اسلام زن نیز مانند مرد محل ظهور مشیت الهی است و هیچ دلیلی بر پستی منزلتش در نزد خدا وجود ندارد. بر خلاف مکاتب یادشده، اسلام نه تنها زن را ناقص العقل نمیداند بلکه در موارد متعدد از ایشان مشورت می جوید و طبق رایشان عمل میکند. برای مثال، پس از امضای قرارداد صلح حدیبیه پیامبر اعظم (ص) دستور فرمودند تا مسلمانان قربانی کنند ولی وقتی با عدم تبعیت مواجه شدند، با ام سلمه مشورت کردند و ام سلمه گفت : خود قربانی و حلق کنید و با کسی سخن مگویید. پیامبر نیز طبق گفته ی او عمل کردند.[14] در آیه ی قرآن نیز به شور و مشورت والدین نسبت به از شیر گرفتن کودک صحبت شده است.[15]  ازدواج امری بسیار حساس و مهم در زندگی است اما زن مورد مشورت قرار میگیرد و رای او نافذ و مصحح این پیمان است. اسلام در مبارزه ی با افکار بدبینانه نسبت به جنس زن، دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی می کند و قرآن کریم مخصوصا این مطلب را تذکر میدهد که وجود زن برای مرد خیر است و مایه ی سکونت و آرامش دل اوست.[16] بنابر این اسلام با عقاید زن ستیزانة مکاتب دیگر که نابرابری و ستم علیه زنان را از حقوق مسلم مردان و عین عدالت میدانستند، مخالفت کرد و با تربیت زنان اسوه ای چون حضرت زهرا (س)، حضرت زینب، سکینه و... در مکتب خود، شان و شخصیت حقیقی زن را به عالمیان آموخت.

 

 


[1] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو،نویسنده سوزان مولر، ن-نوریزاده، مونتریال)

[2] (من لا یحضره الفقیه ص379 و 380 و علل الشرایع ج1 باب17)

[3] (المرأه فی التاریخ و الشریعه ص96)

[4] (جنس دوم، سیمون دوبووار،ج1، ص159)

[5] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1186)

[6] (حیات زن در اندیشه ی اسلامی ، دکتر علی قائمی ، انتشارات امیری، ص72)

[7] (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص468)

[8] (الطبقات الکبری، ج4، ص274)

[9] (مجموعه آثار شهید مطهری، ج19 ، ص629)

[10] (زن در اسلام و غرب، محمدحسن قدیری ابیانه، ص31)

[11] (بررسی زن از دیدگاه ارسطو، سوزان مولر، ترجمه ن.نوریازده)

[12] (ادیان و مذاهب جهان، محمدصادق نبی‌حسینی،ص1187)

[13] (اعتدال در قرآن، محمدحکیم پور، ص98)

[14] (شیبانی، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج2، ص205)

[15] (232/بقره)                      

[16] (نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، ص122)

 

  • مهیار حریری

مانـتـوی جـلـو بـاز - 1 -

جمعه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۱۵ ب.ظ

خداوند مرد را طالب و زن را مطلوب، مرد را عاشق و زن را معشوق، مرد را نیاز و زن را ناز قرار داد تا با یکدیگر تسکین یابند و با مودت به آرامش برسند. مبارزه ی با اقتضای غرایز در حدودی که مورد نیاز طبیعت بشر است موجب ناکامی و بروز عوارض ناگواریست. اما ارضای آن نیز منحصرا طبق قیود مشخص الهی و در چهارچوب پیش بینی شده ی شرعی قابل پذیرش است زیرا اسلام میخواهد هرگونه التذاذ جنسی در محیط خانواده اتفاق افتد و اجتماع محلی برای کار و فعالیت باشد.

یکی از ابزار های تحقق این مسئله، "حجاب" است. که ابزاری حیاتی برای جلوگیری از کمونیزم جنسی و قربانی شدن جمال روحانی زن و مرد در مقابل جمال جسمانی شان میباشد. حجاب، زن را از سرویس دهی جنسی عمومی میرهاند و نمیگذارد مانند عروسکی، آلت تفریح مردان خیابانی شود. و در واقع با حمایت از شرافت و کرامت انسانی زن، اجازه ی هیچگونه استثمار و مرد سالاری را نمیدهد.

حجاب به مردان می آموزد که زن قبل از مونث بودنِ خود، یک انسان است و به عنوان مظهر آفرینش الهی دارای حرمت و قداست میباشد. در حالی که برهنگی، زن را از موجود شریفی که مظهر جمال خداوند است و در حریم الهی جای دارد بیرون میکشد و به اسم آزادی و حقوق زن او را در معرض کثیف ترین جسارتها و اهانت ها قرار میدهد و به مرور به وی میقبولاند که تو فقط مونثی و این زنانگی توست که مهم است...

 

پ.ن : این نوشته تاثیر پذیرفته از اقوال و مقالات استاد شهید مطهری و استاد رحیم پور ازغدی است.


  • مهیار حریری

باید مسلمان شویم !

يكشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۴، ۰۷:۵۳ ب.ظ

امروز که ارزش های بنیادین جامعه ی اسلامی مورد هجوم قرار گرفته و هنجار شکنی و بی بند و باری برای جوانان امری طبیعی تلقی میشود لزوم آگاه سازی افراد از واقعیت های موجود در شرع مقدس اسلام موجب جلوگیری از بسیاری از مفسده هاست. معتقدم از جمله کتبی که بر هر مسلمان -چه مرد و چه زن- واجب است که به فیض خواندنش نایل شوند، کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» نوشته ی استاد شهید مطهری ست. در این کتاب به شبهات مختلفی پاسخ منطقی داده میشود و راهکار های نافعی برای مهار بعضی مفسده های شایع در جامعه ارایه میگردد که پایانی بر برداشت های خشک و خشن و ناعادلانه و نمایانگر ژرفای احکام سنجیده و عادلانه ی شریعت اسلامی است.

+«فکر دینی ما باید اصلاح شود، تفکر ما درباره ی دین غلط است. به جرأت می گویم از چهارتا مسأله ی فروع، آن هم در عبادات، چندتایی هم از معاملات، از این ها که بگذریم دیگر فکر درستی درباره دین نداریم، نه در منبرها و در خطابه ها می گوییم و نه در کتاب ها و روزنامه ها و مقاله ها می نویسیم و نه فکر می کنیم. ما قبل از اینکه بخواهیم درباره ی دیگران فکر کنیم که آن ها مسلمان شوند، باید درباره ی خود فکر کنیم؛ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.» کتاباسلام و نیازهای جهان امروز- استاد شهید مطهری

  • مهیار حریری

ما عشاق پیامبر مهربانمان محمد (ص) هستیم

يكشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۰۱ ب.ظ

 

 

أنا أحب محمد صلی الله علیه و آله
أنا اکره الأرهاب
أنا ادین الأهانة علی الأنبیاء کلهم

 
J'adore muhammad
Je suis dَeteste le terrorisme
Je condamne insulte aux messagers de Dieu

 

+ من همه ی مسلمانان را به این ثواب دعوت میکنم !

لطفا بهاینلینک سر بزنید و در ثوابش شریک باشید. با تشکر :)

  • مهیار حریری

باز این چه شورش است !!

چهارشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۵۶ ب.ظ

از "محرم" ننوشتم زیرا تناقض هایی درباره ی درستی یا نادرستی روش های سوگواری برای سید الشهدا (ع) در ذهنم وجود داشت که مانع از نگارش عقایدم میشد. ترس داشتم نکند آنچه مینویسم غلط باشد و خداوند بجرم تبلیغ برداشت های خلاف عرف و انحرافی از شرع، از سر تقصیر بنده ی گنهکارش نگذرد.

بگذریم از اینکه از بس در طول سال جشنی که مجال شادی و تخلیه ی انرژی به جوانان بدهد نداریم، جوانانمان عزای حسین را با "حسین پارتی" اشتباه گرفته اند ! بگذریم از اینکه نوحه خوان هایمان برای جلب طرفدار و مشتری، مجلس نوحه خوانی را با کنسرت راک اند رول اشتباه گرفته اند ! بگذریم از اینکه حتی روحانیتمان برای جلب رضایت عوام داستان های موهوم از واقعه ی کربلا به خورد مردم میدهد ! بگذریم از اینکه چنین داستان هایی بسیاری از عقلا را از مجالس سوگواری ابی عبدالله (ع) فراری داده !

اما پرسشی وجود دارد که نمیتوان به راحتی از آن گذشت. براستی چند درصد شیعیانی که دم از حب حسین بن علی (ع) میزنند و با شنیدن داستان های تخیلی از واقعه ی عاشورا سیل اشک جاری میکنند و به همدردی زخم های خونین امامشان بر خود رنج زخم و زنجیر روا میدارند، پیرو حقیقی ایشانند ؟!

  • مهیار حریری