Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

فـان حـزب الله هـم الغـالـبـون

Mr. Lawyer

یا اللهُ یا اللهُ یا الله

نفس زنان وارد خانه میشوم و بر کاناپه وا میروم. پرده ها را پس میزنم و قدم های چابک رهگذران را میشمارم. قدم هایی که نفس زنان چشم به راه خانه اند. رهگذری بی آنکه ساعتش را چک کند آهسته میپوید. شاید خانه ای ندارد یا کاناپه ای و شاید هم سوادی برای شمردن. اما آنطور که پیداست، نفسی !

+تمامی اشعار و نوشته ها به قلم بنده نگاشته شده
+نظرات شما همچون گنجی در دل وبلاگ پنهان خواهد ماند :)

۵ مطلب با موضوع «الکوارث المجتمع» ثبت شده است

کات

پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۰ ب.ظ

- حقـش نبود ولی رهـاش کردم

- قبل از تو وجدان بشر خوشنام تر از این بود !

#مکالمات
  • مهیار حریری

بی تعارف

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۲ ب.ظ

لبخند مشتری رستوران
برای تسکین دستپاچگی گارسون سر به هوایی
که غذا را به روی او ریخته

تشویق های تماشاگران
برای نمایش ناتمام پاتیناژیستی
که نمیداند پس از سقوط، درد بکشد یا خجالت !

اهدای خرده پول
به کودکانی که کودکی شان را
در تلنبار زباله های زاغه ها زنده به گور میکنند

بی تعارف میگویم :
« چقــدر خوبیـــم مــــا ! »


  • مهیار حریری

خود کینگ پنداری مزمن !

چهارشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ب.ظ
« و خداوند
هیچ متکبر فخرفروشى را دوست ندارد. »  لقمان / 18

کافی است گشت و گذاری کوتاه در صفحات مجازی اینستاگرام داشته باشید و بیوگرافی موجود در هریک از آنها را مطالعه بفرمایید تا متوجه شوید دنیای مجازی پر شده از نوجوانان و جوانانی که خود را کینگ یا کوین یا به هر لقب پر طمطراق دیگری مینامند و شاید حتی میدانند ! اگر وقت بیشتری از اوقات شریفتان را صرف مطالعه و تفحص در متون مندرج در صفحات فخیمه ی این دسته از جوانان - که تعدادشان هم کم نیست- بفرمایید متعجب خواهید شد از اینکه صفات مذمومی چون تخس، مغرور، خودخواه، بداخلاق و... چقدر با افتخار و مباهات به عنوان ویژگی بارز شخصیتی معرفی شده اند. اما هرگز توصیه نمیکنم محتویات ناهنجار، مبتذل و بی مایه ی موجود در این صفحات را مشاهده یا مطالعه کنید.

کاری ندارم به اینکه چرا نوجوانان و جوانانِ امروز ما به صفات زشتی که تا دیروز نشانه ی ضعف بود مینازند؟ چرا نوجوانان و جوانان ما تظاهر به هنجارشکنی و اعتراف به ضدارزش بودن را لازمه ی خاص و جذاب بودن میدانند ؟ چرا نوجوانان و جوانان ما بازیگر نمایشنامه ی عشق های فانتزی و پوچ شدن را باکلاس می پندارند ؟ چرا ابایی از به نمایش گذاشتن لذت جویی ها و بی بند و باری هاشان ندارند ؟ سوال من این است که
چرا نوجوانان و جوانان ما در حال سبقت گیری در فخرفروشی به چیزی که نیستند هستند ؟!

اینکه ما از اعتماد به نفس بیشتری نسبت به گذشته برخورداریم خوب است اما به چه قیمت و به پشتوانه ی چه فضیلتی ؟! بیاییم قبل از نازیدن و بالیدن به خویشتن و نوشتن بیوگرافی های پر کر و فر ابتدا از خودمان بپرسیم سطح سواد و
میانگین کتابخوانی و علم و ارزش مدرک تحصیلی من چقدر است ؟ در چه فنونی به مقام استادی رسیدم و صاحب سبک هستم ؟ به چه هنری شهره دارم و در کدام فستیوال و جشنواره یا هرجای دیگری حتی نامی از من برده شده ؟ در چه ورزشی صاحب مقام و مرتبه هستم و طاقچه ی اتاقم مزین به کدام جام یا مدال ارزنده ی ملی شده ؟ به کدام کرامات اخلاقی و ارزش های والای انسانی توفیق یافته ام چنانکه آوازه ی حسن و نیکوئی ام در افواه پیچیده ؟! اصلا فارغ از همه ی اینها من در زندگی ام برای کدام هدف زیبنده و شایسته ای تلاش کردم و رنج و محنت تحمل نمودم و در نهایت به کامیابی دست یافتم ؟! اصلا موفقیتی در کار بوده یا تنها وانمود به شان و شکوه کرده ام ؟! شاید هروقت پاسخ های دهن پر کن، درخور و صریحی برای این پرسش ها یافتیم آنوقت القاب کینگ یا کویین یا هر چیز دیگری برازنده ی صفحات ما خواهد شد.

  • مهیار حریری

گلشیفتهـــــــــــــ

دوشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۲۸ ب.ظ

با هزار شعبده ی فلاسفه ی غرب خود را به سادگی گم کردیم و دست به اوراق هویتمان بردیم. به اسم روشنفکری با خودیت خود قهریم ! آیا چه کسی ما را به قتل خویش فرمان داده ست ؟!

+ "چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او (نیز) آنان را دچار خودفراموشی کرد"  حشر / 19

  • مهیار حریری

باز این چه شورش است !!

چهارشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۳، ۰۱:۵۶ ب.ظ

از "محرم" ننوشتم زیرا تناقض هایی درباره ی درستی یا نادرستی روش های سوگواری برای سید الشهدا (ع) در ذهنم وجود داشت که مانع از نگارش عقایدم میشد. ترس داشتم نکند آنچه مینویسم غلط باشد و خداوند بجرم تبلیغ برداشت های خلاف عرف و انحرافی از شرع، از سر تقصیر بنده ی گنهکارش نگذرد.

بگذریم از اینکه از بس در طول سال جشنی که مجال شادی و تخلیه ی انرژی به جوانان بدهد نداریم، جوانانمان عزای حسین را با "حسین پارتی" اشتباه گرفته اند ! بگذریم از اینکه نوحه خوان هایمان برای جلب طرفدار و مشتری، مجلس نوحه خوانی را با کنسرت راک اند رول اشتباه گرفته اند ! بگذریم از اینکه حتی روحانیتمان برای جلب رضایت عوام داستان های موهوم از واقعه ی کربلا به خورد مردم میدهد ! بگذریم از اینکه چنین داستان هایی بسیاری از عقلا را از مجالس سوگواری ابی عبدالله (ع) فراری داده !

اما پرسشی وجود دارد که نمیتوان به راحتی از آن گذشت. براستی چند درصد شیعیانی که دم از حب حسین بن علی (ع) میزنند و با شنیدن داستان های تخیلی از واقعه ی عاشورا سیل اشک جاری میکنند و به همدردی زخم های خونین امامشان بر خود رنج زخم و زنجیر روا میدارند، پیرو حقیقی ایشانند ؟!

  • مهیار حریری